
|
تاريخ خبر: گشت و گذاري در بازار حيوانات خانگي ـ بخش دوم و پاياني مرا آزاد کن !
![]() |
|
بخش نخست اين گزارش، نگاهي داشت به بازار ويژه حيوانات خانگي. بخش دوم، رويكردي روانشناسانه و جامعهشناسانه به موضوع نگهداري از حيوانات در خانه دارد. * * * داغيِ بازارِ خودي نگهداري ازحيوانات خانگي، چه بخواهيم، چه نخواهيم، دامن گستريده و بازارِ تشكيلشدهِ آن، پولساز است و همين سبب شده است بسياري مردم، با ايجاد مکانهايي براي پرورش گونههاي جانوران، تجارتي براي خود دستوپا کنند. حتي به پيروي از بازار خارج، دادوستد داخلي در اين زمينه، پا را از جانوران خانگي فرا نهاده و زالو و چغر(قورباغه) را نيز شامل شده است؛ که در اين ميان «زالو» ارزش درماني دارد. داغيِ بازارِ ديگري در خارج، بازار خريد و فروش جانوران خانگي در شمارِ بازارهاي پُر هوادار است و با گردش پول فراوان، نقش اساسي در پوياييِ اقتصاد اين كشورها دارد. امروزه كشورهاي آلمان، فرانسه، آمريكا و انگليس، بازارهاي جهاني حيوانات خانگي را به دست گرفتهاند. پرندگان و حيوانات يراني با بيش از 10برابر بهاي خود در بازارهاي جهاني به فروش ميرسند. سخنگو پرندگاني هستند که گپ ميزنند، حتي چندين جمله در جاي مناسب خود به زبان ميآورند ولي توانا به اعتراض نسبت به وضع موجود خود نيستند و حتي اگر باشند، کسي خواهان شنيدن آنها نيست. انسان، خودخواهانه، تنها خواستار شنيدن آنچه است که دوست دارد، براي همين به مرغ مينايش سلام ياد ميدهد، نه جمله: «مرا آزاد کن.» سنجه در اين بازار رنگارنگ، شگفتآور است و ارزش پرنده، نه براي آن که نمادي از طبيعت زيباست، که بسته به رقم واژههايي است که تقليدي به زبان ميآورد. برخي از پرورشدهندگان، تخصصشان اين است که توتک(طوطي) را آموزش دهند گپ بزند تا آنرا به بهاي بالاتري بفروشند. سگ قاچاق سگهاي وارداتي از کشورهاي روسيه، اوکراين، ترکيه، ارمنستان و مرزهاي زميني، به کشور قاچاق ميشوند. قاچاقچيان با آموزش سگهاي راهنما، آنها را به نقطه موردنظر در مرزها گسيل ميکنند تا سگهاي قاچاق را به اردوگاه آنها بياورند. روش ديگر، وارداتِ قانونيِ سگهاي آموزشديده است که موردي است و از مرز هوايي انجام ميگيرد. اين سگها را ايرانيها براي به کارگيري در حرفه خود از کشورهاي گوناگون وارد کشور ميکنند و سازمان دامپزشکي، آنها را به مدت چندروز در قرنطينه نگه ميدارد و با انجام آزمايش و پس از اطمينان سلامتي، سگها را به صاحبانشان بر ميگرداند. بازار مجازي گستاخي در حراج طبيعت، دامنگسترده و براي فروش اينترنتي، به سرگاهِ «روباه» و «طاووس» نيز رفته است. فروشندها و پرورشدهندههاي جانوران خانگي که ديدهاند در جهان مجازي از غضروف کوسه تا شير مرغ هم ميفروشند، شالوکلاه کرده و به اين بازار نيز رو آوردهاند و اکنون هرکس با جستوجويي اندک در وب (به جاي گشت وگذار در بازار مولوي)، به خريد جانور مورد پسندش اقدام و آن را با پيک، دمِ در خانهاش دريافت ميکند. نگاه انجمن حمايت از حيوانات دکتر عبدالرضا باقري، مدير روابط عمومي انجمن حمايت از حيوانات، گسترش بازار جانوران خانگي را ميپذيرد و ميگويد: «ميشود به آساني، ورود مشتريان نو و تازهواردي را به بازار حيوانات خانگي ديد که هريک بهانه خود را دارند. در تابستان به سبب تعطيلاتِ فصليِ آموزشگاهي، جوانان، زمانِ آزادتري دارند و بازار حيوانات خانگي نيز داغتر ميشود.» دکتر باقري در باره چونيت کاريِ انجمن حمايت از حيوانات ميگويد: «کار اين انجمن که بنيانگذارش دکتر آلداود است، بيشتر فرهنگي است. ما ميکوشيم حقوق اوليه را به نگهدارندگاني که هريک به گونهاي با انجمن در ارتباطاند، آموزش دهيم و آنهايي را که داراي جانور زيادي در خانه هستند، تشويق کنيم تا آن را به انجمن بسپارند، يا حيوان کسي را که از نگهدارياش خسته است، تحويل بگيريم.» وي ميافزايد: «نگاهمان به حيوانات، بسته به ارزش ماديشان نيست. از نظر انجمن، هر حيوان زندهاي ارزشمند است. چندي پيش، شهرداري تهران خواست گربههاي خياباني را بکشد، که انجمن ميانجيگري کرد، گربهها را گرفت و براي جلوگيري از زيادشدن نسلشان، آنها را نابارور کرد.» بهانه کشتار اصفهان (پايتخت فرهنگي کشور) نه زنده، که مردهِ گونههاي پرندگان، پروانهها، ماهيها، لاکپشتها، مارها، جغد، عقاب، گراز و...را به نمايش گذاشته است و برگزارگنندگان (سازمانفرهنگي،تفريحي شهرداري) ناماش را گذاشتهاند «حرکت فرهنگي». بر پايه شناسنامههاي ارائه شده، بيش از نيمي از پرندگان تاکسيدرمي شده، از آنِ باغِ پرندگانِ اصفهاناند که مرگ آنها پيش از رسيدن به بلوغ، رخ داده است. روشن نيست کشته شدهاند براي آکندهشدن، يا به سبب نگهداريِ نامناسب مردهاند؛ که به هررو، جاي پرسش دارد و شايد براي همين، انجمن حمايت از حيوانات اصفهان به شيوهِ نگهداري پرندگان در باغ، معترض است. کساني جانوران را شکارمي کنند يا ميخرند تنها براي آکندگي؛ و ناماش را هم ميگذارند «آميختگي علم و هنر». برخي از دارندگان حيوانات خانگي ميگويند: «باز، آفرين به ما که دستکم پرنده را نميکشيم و تنها در قفساش ميکنيم» با حسن قندچي، از فروشندگان بازار مولوي که در اين باره گپ ميزنم، خشمگين ميشود و ميگويد به اين افراد هيچي نميفروشد، حتي اگر دوبرابر بدهند. وي ميافزايد: «يکبار، کسي آمد و گفت يک پرنده زيبا ميخواهد که مريض باشد. گفتم براي چي؟ گفت ميخواهد ازش پرستاري کند تا خوب شود. بعد فهميدم ميخواهد حيوان را با آمپول بکشد، که خيلي ناراحت شدم.» در جهان امروز که با مدلسازي رايانهاي ميتوان خدمات همانند تاکسيدرمي ارائه داد، آيا کشتار گونههاي کمياب و در آستانه نابودي، توجيهي دارد؟ تکنولوژي و نرمافزارها امروزه در خدمت دانش و تخصصهاي گوناگون درآمده است، پس دستاويزي به تاکسيدرمي با هدف بررسي آناتومي جانوران، کمي ناجوانمردانه مينمايد. در گذشته اگر چه تاکسيدرمي توانست کمک زيادي به دانش آناتومي و رفتار گونهها کند، اما امروزه از هدف علمي خود دور افتاده و گونهاي سرگرمي، تجارت و انگيزهاي براي شکار نامهربانانه جانوران شده است. تنهايي پر کردنِ تنهاييِ فزاينده در هزاره دوم، دغدغهِ انسان امروزي است که يک راهآن ميرسد به دمخوري با جانور خانگي. دکتر باقري در اين باره ميگويد: «تنهايي فزاينده در غرب، سبب شده است اين کشورها در جهان، بالاترين آمار نگهداري از جانوران خانگي را به خود اختصاص دهند. يک خانواده دو نفره فرانسوي که يک حيوان در خانه دارد، خود را خانواده سه نفره معرفي ميکند.» زيستگاه انسان در آغاز خلقت، در دل طبيعت و در ميان ديگر جانداران بود؛ تا اين که با سر برآوردن تمدن، کارش به دورافتادگي از طبيعت کشيد و در نياز درونياش (دمخوري با طبيعت) گُسل افتاد. جهان صنعتي نيز با نيازآفرينيِ دروغيناش، ارمغان فراخوري برايش به همراه نداشت و انسان امروز در چالشوتنش با رواننژندي و استرس است و زندهبودن و نه زندگي، برايش محدود شده است به کوشش روزمرهگي در محيط بسته شهري.در اين باره، ديدگاه دکتر باقري چنين است: «جامعهشناسان و انديشمندان با شناخت نياز حقيقيِ انسان، براي خوشنوديِ معنويِ او در قلبِ جامعهِ صنعتي كوشيدهاند. اين جنبش، نزديك به يك سده، با اجراي پروژههاي ملي و تشكيل سازمانهاي مردم نهاد (NGO) ادامه دارد که رهبانيِ حياتِ وحش و محيطزيست از برجستهترين آنهاست. در اين ميان، جانوران به نام پديدههاي آفرينشِ نزديک به انسان، توجه ويژهاي را برانگيختهاند. اين دانشمندان باور آوردهاند که نگهداري از حيوانات، افزون بر ايجاد يك سرگرمي، سبب تقويت «روحيه رو به شادي» و «احساس رو به مهرباني» در انسانها ميشود. طبيعت؛ شفا دانشمندان غربي باور دارند تماس درست با حيوان ميتواند تاثير خوبي در پي داشته باشد. دكتر «دِين اورنيش» بر اين باور است که زندگي ما بازبسته به سه نيروي درمانبخش «مهر»، «دوستي» و «وابستگيهامان» است که يکي ازآن «عشق به طبيعت» است. البته هدف اورنيش اين نيست که از سرِ عشق به طبيعت، بياييم از نردههاي همين عشق، زنداني بسازيم و جانوري را به اسارت بگيريم.دکتر باقري در باره نيروي ربايش حيوانات ميگويد: «حيوانات، نماد عشق بيشرطاند. پس از يک سرزنش يا تنبيه، زماني كه صاحب حيوان به سويش بر ميگردد، حيوان، دوباره چهره خود را به پايش ميمالد و هربار، فرصتي در اختيار انسان ميگذارند که آزمونِ گونهِ ويژهاي از دوست داشتن را از سر بگذراند. بيگمان اگر انسان بتواند همچو حيوانات، ببخشد و دوست بدارد، خوشبخت خواهد بود. حيوانات همچنان با برقراري ارتباط با انسان، توانمند به درمان «نژنديِ روابط عاطفي» هستند. طبيعت؛ در ازاي عمر دکتر باقري با اشاره به اين که برخي دوستداران حيوانات، باور يافتهاند كه بودنِ يک حيوان، اثر ژرفي در زندگي آنها داشته است، از دكتر «مايكل روزين» ميگويد که معتقد است کساني که از پرنده و جانور خانگي نگهداري ميكنند، جوانتر از همسنهاي خود باقي ميمانند. او در كتاب خود به اين برآيند رسيده که 49 درصد اين افراد از حمله قلبي، جان سالم به در بردهاند اما در ميان آنان كه حيوانات نداشتهاند، تنها 27 درصد زنده ماندهاند. پژوهشگران انگليس نير دريافتهاند بيشتر کساني كه يك ماه، حيواني را در خانه خود نگهداري ميكردهاند، دردهاي مزمنشان به گونهاي آشکار، كاهش يافته است. يک موسسهِ پژوهشيِ پزشكيِ در استراليا نيز در يك بررسي، نشان داده است كه از ميان 6هزار بيمار، آنهايي كه حيواني خانگي نگهداري ميكردهاند، فشارخون كمتر و نيز كلسترول و حمله قلبي پايينتري داشتهاند. پژوهشگران امريكايي هم به اين برآيند رسيدهاند آنهايي كه از پرندهاي نگهداري ميكنند و دچار حمله قلبي ميشوند، مدت بيشتري پس از حمله، زنده ميمانند. طبيعت؛ انرژي دکتر باقري به نکته ديگري نيز اشاره ميکند و ميگويد: «پيکر انسان، انرژييي از خود پرتو ميدهد كه داراي بسآمدي ويژه است. هنگامي که در تعامل با پرتوهاي ديگر، ناهماهنگي رخ ميدهد، حيوانات خانگي با فيلترکردن پرتوهاي پيراموني، زندگيِ سالمتري را براي انسان به ارمغان ميآورند؛ و شايد به همين سبب است كه در زمانهاي گذشته ـ كه گسلي ميان انسان و طبيعت نبود ـ بيماريهاي از گونهِ امروزي، کمتر بود. امروزه با توجه به پژوهشها نميتوان تاثير حيوانات بر زندگي انسان را نديد گرفت. اين تاثير به ويژه در جامعههايي چون غرب كه بستگيهاي انساني سست شده، آشکارتر است. دوراهيِ انتخاب با همه آنچه که از زبان دکتر باقري گفته شد، انگار يک جاي کار ميلغزد. من خود در فاميلم کسي را سراغ دارم که زيادهروياش در دمخوريِ با حيوانات خانگي، همه دوربريهايش را از او رنجانده است. حقيقت اين است که برخي به اين باور نادرست ميرسند که رابطه با آدمها ويرانگر است. شايد براي همين، نويسندهاي گفته است: «دوستي دو انسان، يک معجزه است.» يا «ازدواج، يعني ساختن غيرممکنِ يک جهان از دو جهان.» رابطه با آدمها يعني راهدادن ديگري به درون جهان خود؛ و کسي را به جهان ما راه است که مورد اعتماد باشد، بردبار و نيکسرشت باشد. درست است که شناخت سرشت انسان (اينکه بتوانيم تفاوتهاي انسان برابر خود را بپذيريم و نرنجيم؛ هماننديهاي خود با او را دريابيم و خسته نشويم؛ و بکوشيم او را براي خودش دوست بداريم، نه دل خود) دشوار است؛ ولي اين نبايد در ما، انگيزندهِ گرايش به سوي حيوانات (به جاي انسان) شود تا داشتن يک پرنده را به داشتن يک «دوست» برتري دهيم؛ آن هم با اين توجيه که نگهداري از يک پرنده، آسانتر از داشتن يک دوست است.به راستي آيا زيستن با پرنده و حيوان و خزنده، ميتواند گزينه خوبي براي جايگزيني بستگيداشتنِ دو انسان با هم باشد؟ ع. درويشي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


